السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
208
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
است ، و گاهى قلبش از آنها يا از مكلّف شدن به آنها كراهت دارد ؛ بنا بر اين ، اگر منظور از محبّتورزيدن بنده به خداوند - جلّ جلاله - همان طاعت بنده بود ، در همان حال مىبايست از محبّت خدا بلكه از خود خداوند - جلّ جلاله - بدش مىآمد ، بلكه مىبايست نسبت به خداوند - جلّ جلاله - دشمنى مىداشت ، زيرا دشمنى ضدّ دوستى است ؛ بر اين پايه ، هر گاه بنده از طاعت خدا - جلّ جلاله - بدش بيايد ، بايد از دوستى خداوند - جلّ جلاله - بدش بيايد ، و با خداوند - جلّ جلاله - دشمنى داشته و كافر گردد . آيا هيچ مسلمان صاحب معرفت عذر تو را در كافر خواندن كسى كه از عبادتى خوشش نمىآيد مىپذيرد ؟ ! و يا سخن تو را در اين باره قبول مىكند ؟ ! 5 - آيا عقلت مىپذيرد كه فرمايش الهى - جلّ جلاله - را كه پيش از اين ذكر نموديم ، به اين معنى باشد ؟ ! آنجا كه مىفرمايد : قُلْ : إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها ، أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ ، فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ، وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ . « 1 » - بگو : اگر پدران و پسران و برادران و همسران و بستگان و تبارتان و اموالى كه بدست آوردهايد ، و تجارتى كه بيم كساد و بىرواجى آن را داريد ، و مسكنهايى كه مىپسنديد ، در نزد شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا محبوبتر است ، پس منتظر بمانيد تا خداوند امر خويش را بياورد ، و خداوند گروه گناهكار و فاسق را هدايت نمىنمايد . آيا عقل هيچ عاقلى مىپذيرد كه منظور از فرمايش الهى كه مىفرمايد : أَحَبَّ إِلَيْكُمْ و دوست داشتن ديگر چيزهايى كه خداوند سبحان به شمار درآورده ، طاعت و فرمانبرى از آنها باشد ؟ ! فرض كن كه اين احتمال را در بارهء پدران و پسران و برادران و همسران و خويشاوندان درست بدانى و « دوستى » را به معناى « فرمانبردارى » از آنان معنى
--> ( 1 ) توبه ( 9 ) : 24 .